اقاقیا
مثل حالی که من دارم برای دیدنت امشب تمام سال بیدارم موضوع: فراماسونری بپرهیز از دشمنی که پنهانی در سینه ها نفوذ می کند و آهسته در گوش ها افسون می کند . حضرت علی (ع) مقدمه: در اوایل قرن هیجدهم میلادی , سازمان "بنایان آزاد" فرو ریخت و موضوع فراماسون منحصر به یهود و یهودیان شد و از سیر عادی خود خارج گشت و در دست استعمار به عنوان ابزاری برای در هم کوبیدن نهضت های ملل شرق در آمد که ایران هم خواه و ناخواه در نهضت مشروطه بدان گرفتار شد . به استناد نوشته های فراماسونر های بزرگ , هدف این فرقه , ایجاد هرج و مرج و کشت و کشتار و در نتیجه برگشت انسان به حال توحش است که امروزه ما این حالت را ناخوشایند در سطح دنیا به وضوح مشاهده می کنیم و یک نگاه گذرا به جوامع غرب و بسیاری از ملل خود باخته شرق به خوبی این مسئله را نمایان می کند . البته منظور از "توحش" تصور حالت انسان های غار نشین نیست بلکه مراد "توحش فکری " است که در دنیا در سالهای پایانی قرن بیستم یعنی عصر اتم و تکنیک و کامپیوتر و اطلاعات سراسیمه به سوی آن می رود و ناخود آگاه با ساز صهیونیسم می رقصد! تاریخ پیدایش فراماسونری: کسانی که در گروه فراماسونری فعالیت می کنند ماسون نامیده می شوند . ماسون به معنی بنا می باشد و فرا به معنای آزاد است . پس از سقوط امپراطوری روم , بسیاری از شهرها از میتان رفتند و یا به صورت دهکده های کوچک در آمدند , اما به تدریج شهرهای جدیدی که معمولا در اطراف یک کلیسا یا یک صومعه قرار داشتند , روستائیان را به سوی خود جلب کردند و بدین ترتیب جمعیت شهر ها رو به افزایش گذاست. ساکنان اصلی این شهر ها , از راه بازرگانی و صنعت ثروتمند شدند و برای خود اتحادیه هائی برپا کردند که از جمله آنان می توان از "معماران" یا "ماسون ها" که هسته اصلی شهرها , یعنی کلیسا ها را ساخته بودند , یاد کرد. فراماسونری در طول تاریخ با تمام وجود، از همه ی قدرت و امکانات موجود برای رسیدن به مقاصد شوم خود بهره برده است. بعد از نابودی حکومت مصر باستان، این عقیده شیطانی به شکلی مخفی و رمزآلود ولی فعالی و پویا، در طی اعصار و قرون در بین جوامع خزیده است. از اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 و همزمان با استقلال آمریکا (که کشوری با ارکان کاملاً ماسونی است)، فراماسونری با این تفکر که دیگر در موضع قدرت قرار گرفته است، آهسته آهسته خود را از لایه های زیرین جوامع بیرون کشیده و بدون واهمه، نمادهای خود را عرضه نموده است؛ تا آنجا که در سالهای اخیر به دلیل قدرت فراوان، اعمال خود را علنی تر کرده تا عده ای را با ترساندن از قدرت خود، به سمت خویش جذب کند و پایه های خود را مستحکم تر نماید. نحوه اوج گیری فراماسون ها: همان گونه که دیدیم , منشا فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سوالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریکا و اروپای این دوران راه پیدا کردو چگونه اوج گرفت؟ با مرور در سیر فراماسونری خواهیم دید عامل گسترش آنها بنی اسرائیل بوده استو در اینجا به عواملی که منجر به اوج گیری آنها شده می پردازیم: 17.شکل گیری اسرائیل در سال 1948 به عنوان آخرین بازوی اجرایی فراماسونری . لژ بیداری : لژ بیداری در خصوص اداره کشور از لژ گراند اوریان فرانسه نیز کمک می گرفت . اسامی اعضای لژ بیداری عبارتند از : میرزا ابوالحسن فروغی ، وقار السلطنه وصال ، عزت الله خان عزالملک ، دبیر الملک بدر ، شیخ مرتضی نجم آبادی ، سید نصرالله تقوی ، شیخ ابراهیم زنجانی ، زکاء الملک فروغی ، عباس علی خان تربیت ، همایون سیاح ، ارباب کیخسرو شاهرخ ، محمد خان غفاری ( کمال الملک ). اقدامات اولیه سران این لژ بعد از دست یافتن قدرت بود که لکه ی ننگی ابدی بر دامان فراماسونری در ایران است . لژ بیداری در دوره ی رضاخان نیز به فعالیت خود ادامه داد و اعضای آن در تحکیم مبانی ضد دینی حکومت پهلوی و مسلک میهن پرستی افراطی آن نقش اساسی بازی کرده اند . لژ پهلوی : در سال 1328 مقدمات تشکیل لژی به نام (( پهلوی )) به وسیله ی فردی به نام محمد خلیل جواهری در ایران فراهم شد . این سالها مقارن با شروع نهضت ملی شدن صنعت نفت و بروز اختلاف بین ایران و انگلستان بر سر این موضوع بود . دخالت های گسترده ی لژ پهلوی در دعوای مذکور به نفع انگلستان به اثبات می رساند که لژ پهلوی اساسا برای مبارزه با نهضت ملی شدن نفت ایران به وجود آمده بود . جواهری با کمک میجر جکسون انگلیسی (وابسته اقتصادی سفارت انگلیس ) توانست عده ای از افراد مورد نظر سفارت انگلیس را وارد لژ پهلوی کند . وی در تاسیس لژ از مساعدتهای حسین علا و محمد ساعد ، ارنست پرون و شخص شاه نیز برخوردار بود و تمای امور لژ را با مشاوره شاه انجام می داد. اهداف فراماسون ها: فراماسونری در طول تاریخ برای پیشبرد اهداف خود و مبارزه با ادیان الهی، در دو جبهه ی کلی و مهم به فعالیت پرداخته است: 1 – جبهه ی اقتصادی، سیاسی، نظامی و تکنولوژیکی (که از اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 به موفقیت نایل شده و از آن زمان جهان را تحت تأثیر قرار داده است.) در این جبهه، نقش اصلی را کشورهای اسرائیل و آمریکا برعهده دارند . آمریکا و اسرائیل علاوه بر عملکرد بارز خود در زمینه ی سیاسی و اقتصادی و نظامی، به صورت غیر مستقیم نیز با حمایت از گروه های شیطان پرست، به ترویج فساد و فحشا و اعمال شیطانی مبادرت می ورزند. نکته ی مهم و جالب توجه این است که سردمداران و رؤسا و استادان اعظم ماسونی و آنان که گرداننده ی این شبکه هستند، ظاهری شیک و آراسته و عادی دارند، ولی رده های پائین و مردم عادی که به سمت گروه های شیطان پرست کشیده می شوند، از ظاهر و آرایش شیطانی برخوردارند. در جبهه ی عقیدتی، فراماسونری با عناوین مختلف در دین های اسلام، مسیحیت و یهودیت نفوذ کرده است: اسلام: از طریق رواج بهائیت، بعض از فرقه های عرفانی نوپا و فراماسونهای طیف قصد تضعیف دین اسلام را داشته و دارد. مسیحیت: فراماسونری گروه هایی به نام اوانجلیکالها (نوانجیلی ها) را رواج داده که اهداف و اعمالشان هم جهت با عقاید فراماسون ها است و این گروه ها تا حد زیادی هم موفق بوده اند. فراماسونها در واتیکان و بعضی از فرقه های پروتستان هم نفوذ کرده اند. از این مطلب می توان نتیجه گرفت که مشکلات اخیر واتیکان با اسلام و کشورهای اسلامی نیز ناشی از همین موضوع می باشد. یهودیت : اکثر یهودیان بالاخص ساکنین اسرائیل جزء وابستگان تشکیلات ماسونی هستند . ارتباط یهود و فراماسونری ارتباطی دوطرفه است، یهود به رواجتعالیم ماسونی یا کابالا پرداخته و فراماسونری هم از یهود حمایت می کند. در تصویر زیر، جبهه های مختلف فراماسونری را در مواجهه با ادیان الهی ملاحظه می فرمایید: منبع این نمودار از اینترنت می باشد. پیشگامان ماسونی در ایران : با آنکه پیش از دوره ی قاجاریه برخی از ایرانیان به جرگه ی فراماسون ها در آمدند ولی از آن جهت که اشخاص سرشناس و صاحب مقام های دولتی نبودند ، نمی توان آنان را پیشگامان فرقه ی ماسونی دانست . اما از جمله ماسون های سرشناس در آن عصر عبارتند از : میرزا فتحعلی خان آخوند زاده نخستین کسی که اندیشه های او راه را برای سازمان فراماسونری در ایران باز کرد میرزا فتحعلی خان آخوندزاده بود .وی هرچند در ایران اقامت نداشت ، ولی افکار او در غرب گرایان ایرانی بسیار موثر افتاد .وی که یک سکولاریست تمام عیار و ضد دین و مذهب است تنها راه رهایی ایرانیان از قید استبداد را پیوستن به فراماسونری می دانست . آخوند زاده چون سرسختانه به اسلام و پایبندی بدان می تاخت نمی توانست از هواخواهان و خوانندگان فراوانی برخوردار باشد . حتی کتاب او پیرامون مشروطه یعنی (( مکتوبات کمال الدوله )) هرگز چاپ نشد اما عده ای از نویسندگان غرب گرا اورا منزه دانسته و نوشته اند (( میرزا فتحعلی آخوند زاده به واسطه علاقه ی مفرطی که به پیشرفت و ترقی ملل اسلامی داشت می توان او را از خادمین اسلام دانست )). همچین می توان به نام های میرزا آقا خان کرمانی ، میرزا یوسف خان مستشار الدوله ، میرزا حسین خان سپه سالار ، میرزا علی خان ظهیر الدوله ، شیخ محسن خان معین الملک ، میرزا نصرالله خان نائینی ، میرزا محمود خان قمی ، به عنوان پیشگامان ماسونی در ایران یاد کرد . دو چهره ی مرموز تاریخ فراماسونری : کنت سن ژرمن کنت سن ژرمن که به مرد شگفت انگیز شهرت دارد یکی از برجسته ترین ماموران اطلاعاتی و دسیسه گران سیاسی سده هیجدهم میلادی است . عنوان کنتی او ، مانند عنوان کنت کاگلیوسترو ، خودساخته است و بیان گر تعلق وی به خاندان های اشرافی اروپا نیست وی تقریبا با تمامی زبان های اروپایی آشنا بود موسیقی دان و ویولونیستی ماهر بود .دانش وسیعی از تاریخ داشت و به عنوان کیمیاگر شهرت یافته بود گفته می شد که با راز رفع خراش از روی الماس آشنایی دارد و می تواند سایر فلزات را به طلا تبدیل کند نخستین اطلاع درباره ی اورا به طور مستند در منابع انگلیسی میابیم در نامه ای از هوراس والپول . به نوشته ی بریتانیکا ، والپول اشاره میکند که فرد فوق را در لندن به ظن جاسوسی برای جاکوبیت ها ( هواداران سلطنت خاندان استوارت ) دستگیر و کمی بعد آزاد کردند . این حادثه در حوالی سال 1743 است و کنت ژرمن در این زمان حدود سی و سه سال داشت. وی به علوم خفیه ، کیمیا گری ، غمار بازی و پیش گویی تسلط داشت و مورد احترام اشراف آن زمان بود و همین محبوبیت در میان اشراف زمینه را برای شهرت هرچه بیشتر وی در سازمان فراماسونری ایجاد کرد . کنت کاگلیوسترو(ژوزف بالسامو) سخن گفتن در باره فراماسونری سده هیجدهم و عدم ذکرنام این شخص مانند آن است که نمایشنامه ها ی ملت را بخوانیم و نقش شاهزاده ی دانمارک را در آن فراموش کنیم . این چهره ی سرشناس دنیای راز آمیز دسیسه های سیاسی نیز قاعدتا مانند دو سلف نامدارش _ شوالیه رمزی و کنت سن ژرمن _ مامور برجسته ی شبکه زرسالاری یهودی و اینتلیجنس سرویس بریتانیا بود . هویت فردی وی مبهم و ناشناخته است و از خانواده ای فقیر متولد شده و از کودکی شرور و ولگرد در خیابان های پالرمو بزرگ شد . وی در سال 1776 در لندن تحت حمایت برخی ثروتمندان این کشور قرار داشت و در همین سال به عضویت لژ ماسونی در آمد . وی سازمان ماسونی جدید را تحت عنوان طریقت مصری بنیان گذاری کرد . طریقت مصری برای دورانی طولانی هزاران نفر را به خود حلب نمود . علامات و اعداد در فراماسونری : 1 – نقوش اهرام، مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد. علامت معروف فراماسونری چشم horus یا چشم ra (خدای خورشید ) در مصر باستان این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های ماه و خورشید و.... است. البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. نکته ی مهم این است که این تفکر تعادل عالم خلقت، متفاوت با دیدگاه اسلام است. در اسلام نیز مفهوم تعادل وجود دارد، اما در دیدگاه اسلامی، این تعادل مخلوق خداوند یکتاست. امّا در مکاتب شرک آمیز نامبرده، این تعادل را خدایان مختلفی با کمک هم ایجاد کرده اند. برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis و Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است. نکته ی عجیبی که وجود دارد، این است که شیطان پرستان نیز علامت مذکور را قویترین علامت خود می دانند و از آن در مراسم شیطانی خود استفاده می نمایند. در کتاب « Web of Darkness : شبکه ی تاریکی » اثرSean Sellars (شیطان پرست معروف) در زیر این علامت نوشته شده است : « این علامت، قوی ترین علامت در شیطان پرستی است. ستاره ی شش گوشه از شش ضلع، شش گوشه (زاویه) و شش مثلث کوچک درست شده است که معرّف عدد 666 می باشد. » این عدد در بین مسیحیان و نیز شیطان پرستان عددی ویژه و خاص است و نشان دهنده ی دجال یا Antichristمی باشد. فراماسونری و گسترش فرهنگ غرب در ایران معاصر برخوردهای شرق و غرب دارای تاریخی دیرینه است و به دوره های باستانی باز میگردد در این برخوردها که عمدتا پیامد هدف های توسعه طلبانه ارضی و جهان گشایی بودند ، تاریخ پیروزی قطعی و دائم را برای هیچیک از طرفین ثبت نکرده است این حاکی از وجود نوعی توازن قوا و عمیق نبودن فاصله میان شرق و غرب از جهت تکنیک و ابزار در آن دوره می باشد اقدامات فرهنگی کشور های غالب بر خلاف عصر جدید ، که تهاجم فرهنگی اولویت یافته است معمولا بعد از غلبه نظامی و برای حفظ سلطه بر کشور مغلوب صورت می گرفت . اقدامات اسکندر مقدونی و پیروان وی در ترویج فرهنگ هلنی بعد از غلبه بر ایران و مصر و... بیان کننده این امر می باشد . ظهور دین اسلام تاریخ تخاصمات شرق و غرب را وارد مرحله ی جدیدی کرد. پذیرش اسلام در میان اکثریت کشورهای شرقی به جهت ظلم ستیزی این دین و دعوت آن به برابری و برادری موجبات گسترش بی سابقه ی این دین الهی را در جهان فراهم آورد طبیعی بود که این گسترش در شرق متوقف نشود و غرب را نیز مورد توجه قرار دهد توجه مسلمانان به سرزمین های غربی موجب بروز در گیری هایی شد که نتیجه ی این درگیری ها بیشتر به نفع مسلمانان بود از آن پس عقده ی شکست از مسلمانان به عنوان مسئله ای اساسی در میان مسیحیان بروز کرد و مبنای برخود های بعدی آنان با کشور های اسلامی و نهایتا شکل گیری فراماسونری شد . نفوذ فراماسونری در ایران ارتباط تنگاتنگی با روابط ایران با کشورهای اروپایی دارد و اساسا پدیده ی فراماسونری از طریق آن کشورها وارد ایران شد و با حمایت های آنها رشد و نمو یافت تاریخچه ی روابط ایران با کشورهای غربی به دوران حکومت اق قویونلوها بر ایران که مصادف با فتح قسطنطنیه به دست امپراطوری عثمانی بود باز می گرددد . دوره ای که با موضوع بحث ما ارتباط تنگاتنگی دارد اوخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی است که سالهای اوج گیری رقابتهای استعماری روس انگلیس و فرانسه بر سر کشور های خاوری و اسلامی بود در این سالها اهداف توسعه طلبانه روسیه تزاری از یک سو ایران را صحنه تاخت و تاز قوای تزار ساخته بود و از سوی دیگر نقش حیاتی ایران و افغانستان در صیانت از هندوستان ، مستعمره ی زر خیز انگلستان ایران را مورد توجه این استعمار گر پر قدرت قرار داده بود . فراماسونری و دین زدایی : جریان دین زدایی و فراماسونری جریانی تدریجی است به همان گونه که طی کردن مراتب ماسونی یک امر تدریجی است و در قالب سیر صورت می گیرد مکانیسم این جریان بدین گونه است که ابتدا عنوان می شود ، مراد از معمار بزرگ جهان همان خداوند است سپس اعلام آزادی مذهب در مرام ماسونی و ترویج تساهل در زمینه اعتقادات مذهبی و مرحله ی بعد ترویج نظریه اعتقاد به خداوند بدون اعتقاد به انبیاو ادیان یعنی دئیسم است که همزمان با آن آیین مسخ شده ی یهودیت و مسیحیت نیز در بین افراد به شکل غیر مستقیم و در قالب رمز و برخورد سمبلیک ترویج می شود . استناد به مذاهب تحریف شده خود حرکتی زیرکانه است برای نفی تدریجی ادیان و سست نمودن پایه اعتقادات . در مرحله آخر نوبت به اعتقاد به خداوند می رسد که با ارائه آراء و نظریاتی مغشوش در این زمینه عباراتی نظیر طبیعت و انرژی جایگزین واژه مقدس خداوند می گردد . البته حتی رسیدن به این مرحله نیز که عملا حاصل می شود باعث نمی شود آنان در ملاء عام اعلام کفر و الحاد کنند. به این ترتیب می بینیم که اساسی ترین وجه فرهنگی هر قوم که همان دین باشد در قدم اول مورد تهاجم قرار می گیرد. ماسونی به ایمان و عقاید شخصی هیچ برادری مداخله نمی کند . هر ماسون برابر تمنیات روحی خود دینی را پذیرا می شود در این خصوص آزادی کامل دارد در افکار سیاسی نیز وضع به همین منوال است . در ماسونی این طرز شروع را قبول داریم ولی در مراحل بعدی و با گذشت زمان و پیشروی درجات ماسونی موافق با تکامل تدریجی و احراز هویت ماسونی در رسیدن به عقاید مشترک هستیم ماسونی نمونه های گوناگون انسانی را در بر می گیرد . ابتدا ماسونی به مسائل دینی ، نژادی ، ملی ، و فلسفی و برداشتهای سیاسی هم مسلکان نمی پردازد .فقط بعدها قسمتهای مغایر با اصول و دکترین ماسونی مانند تراشیده شدن سنگ خام ، تراشیده شده و با دور ریخته شدن ناهمواری ها و مغایرت ها و انطباق فرد با عقل و حکمت و عرفان ، موجبات ظهور حکما را فراهم می سازد در اینجا آزادی وجدان و افکار حاکم است هدف ایجاد کاراکتری مطابق با دکترین ماسونی در هم مسلکهاست ، ماسونی دارای نظام ، آداب و عصاره ایست که در نتیجه دکترین ماسونی حاصل می شود . فراماسونری در جریان دین زدایی سعی می کند جنبه ای زمینی و انسانی به ادیان بدهد و عنوان می نماد که دین مسیحیت و اسلام از تراوشات فکری حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) بود که خود از وضعیت زندگانی خود الهام گرفته اند. در حالی که ادیان الهی از طریق وحی بر قلب انبیاء و رسل نازل می شود و آنان کلامی به غیر از وحی نمی گفتند. فرد قبل از ورود به تشکیلات فراماسونری می آموزد که نسب به مذهب بی اعتنا باشد .در درجه اول فراماسونری که موسوم به درجه شاگردی است نیز ضمن تاکید بر آزادی مذهب ، مفهومی اومانیست از تعالیم فراماسونری به فرد ارائه می شود . رئالیسم از دیدگاه فراماسونری : نحوه ی جهان نگری فراماسونری مبتنی بر واقع نگری یا رئالیسم است . از دیدگاه فراماسونری رئالیسم در مقابل ایده آلیسم یا معنا گرایی قرار دارد و بر اساس آن فقط واقعیات ملموس دارای ارزش و اعتبار می باشد به همین سبب است که زندگی پس از مرگ ، وحی فرشتگان از سوی آنان نفی می شود . پروتکل یهود: اصل اساسی پروتکل یهود که عامل تدوین آن "سازمان فراماسونری" است , زدودن دین از جوامع بشری است . صهیونیسم سر موفقیت خود را در این مسئله میداند و می کوشد که این مهم را به انجام برساند. آنان می گویند:" از همین نظر لازم است که ما ایمان به مذهب را ریشه کن نمائیم و به جای آن ارقام محاسبات و موضوعات مادی را جایگزین سازیم تا تمام ملل در صدد منافع خصوصی خود برآمده و برای اغراض شخصی مبارزه نموده و توجهی به دشمن مشترک خود نداشته باشند" شعار آزادی,برابری و برادری که تکیه کلام فراماسون هاست در حقیقت سخن صهیونیسم است که آنرا برای فریب ملل در دهان "برادران ماسونی" نهاده و تا کنون سود فراوانی از آن برده و خواهند برد. "زمانی که نوبت حکومت ما فرا رسد تکیه کلام خود یعنی آزادی,برابری و برادری را از بین نخواهیم برد و عوض نخواهیم کرد بلکه مقصود خودمان را با الفاظ دیگری قبیل "حق آزادی" و "وظیفه مساوات" و "هدف برادری " ادا خواهیم کرد و در نتیجه تمام حکومتها به استثنای حکومت خودمان از بین خواهیم برد ما جاه طلبی و حرص و آز و انتقام بی رحمانه و کینه را منحصر به خود می کنیم . ما هستیم که با ترور همه جا را احاطه می کنیم..."در واقع سر مگویی که فراماسونری جهانی سعی در کتمان آن دارد , همان زور گویی است که خود آن را "مکر و تزویر" معنی کرده اند و در به کار گیری آن صبر و حوصله به خرج می دهند و می گویند:" با این وسیله ما به مقاصدی نائل می شویم که مستقیما وصول به آنها امکان پذیر نیست و این سیاست اساس فراماسونری ما را که دیگران به اصول آن پی نبرده اند, تشکیل می دهد." بنابر این فقط زور می تواند در سیاست موفق باشد, به ویژه اگر توام با استعداد فطری و رهبری قوم بنی اسرائیل باشد و به همین جهت شدت و خشونت اصل مسلم و فریب و تزویر , بنیان فراماسونری را تشکیل می دهد. مهمترین راه برای پیشرفت "سیاست تزویر" سر نگهداریست و هرگز گفتار یک سیاستمدار نباید با عمل او مطابق باشد ماسون های صهیونیست باید بکوشند که هر چه بیشتر نفاق را در مزرعه دلهای ملل بپاشند و در عین حال آنان را به آزادی ,مساوات و برادری مژده دهند: " کلمات آزادی و مساوات و برادری کلماتی هستند که به وسیله آنها مامورین ما – فراماسونرها- عده بسیاری را با شوق و شعف به زیر بیرق ما فراخوانده اند و در عین حال این کلمات در حکم کرم هایی هستند که ریشه راحتی و آسایش کلیه ملل غیر یهودی را خورده و فاسد کرده است, خواهید دید که همین کلمات موجب فتح و پیروزی ما را فراهم خواهد نمود." نتیجه گیری: پژوهش در باره ی منشاء فراماسونری کار دشواری است زیرا بسیاری از منابع مربوطه، اعم از ماسونی و غیر ماسونی در این زمینه تصویر مغشوش و آشفته ای به دست می دهد این گرایشی است که از بدو تاسیس فراماسونری و با انتشار نخستین آثار ماسونی پدیدار گشته و تا به امروز تداوم یافته است . کتاب هایی که در راستای فراماسونری منتشر شده است معدود و انگشت شمار است و دسترسی به آنها مشکل. خلاء فکری و فرهنگی که گریبانگیر طیف وسیعی از نسل جوان امروز ماست بر کسی پوشیده نیست . برای رهایی از دام فراماسونری بایستی موضوعات و مباحث فکری ،سیاسی ،فرهنگی ، تاریخی و ... را به فراخور نیاز روز انتخاب کرده و با نگارشی روان و مختصر ، و شکل و شمایل مناسب در اختیار مخاطبان جوان خود قرار دهیم .تا بتوانیم روزنه ها و دریچه ها ی معرفت و فضیلت را به روی فزرندان این آب و خاک بگشاییم . منتظران مهدی به هوش باشید حسین را چشم انتظارانش کشتند فهرست : خاتمی، محمد (1329) فراماسونری :پیرامون سازمان مخفی فراماسونری در ایران و جهان ، کتاب صبح ، چاپ سوم. شهبازی ، عبد الله (1334) نخستین تکاپوهای فراماسونری ، جلد چهارم ، موسسه مطالعات و پژهش های سیاسی ، چاپ چهارم . نجفی یزدی ، سید حسین (1382) پروتکل دانشوران یهود ، بهرام محسن پور ، ناظرین ، چاپ اول . (نجفی و فقیه حقانی، 1341) تاریخ تحولات سیاسی ایران : بررسی مولفه های دین _حاکمیت _مدنیت و تکوین دولت _ملت در گستره ی هویت ملی ایران ، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ،چاپ پنجم .
این رشته شوق ارتباط با دیگران و طرز استفاده صحیص از لغات و کلمات را به من آموخت . این رشته به من آسان نویسی و به کار گیری آن در خبر ها و حتی دست نوشته های شخصی را آموخت. این رشته به من آموخت که از سریال ها و فیلم ها به آسانی گذر نکنم و آن ها را به چشم تحلیل و نقد بنگرم تا بتوانم معایب و مزایای آن را بیرون بکشم تا بیهوده به آن نگاه نکرده باشم. این رشته شور و اشتیاق عکاسی را به من آموخت که بتوانم هر جا که سفر می کنم چشمانم به مانند یک لنز دوربین باشد. این رشته به من آموخت تا بتوانم مقاله را به شیوه ای صحیح بنویسم و کمکم کرد تا در نوشته هایم خودم را محک بزنم . این رشته به من آموخت تا به سراغ کتاب های خوانده نشده کتابخانه بروم و آن را یکی پس از دیگری مطالعه کنم . این رشته به من آموخت تا هر روز و گویی به طرز ناخودآگاه به کنکاش و جستجوی خبری تازه باشم. این رشته به من آموخت تا بتوانم روزنامه ای که می خوانم از چه عناصر و از چه نوع مطالبی نوشته شده و بتوانم آن متن را خودم تغییر دهم یا حتی ایراد های آن را در بیاورم. این رشته به من آموخت که شغل و حرفه ی خبرنگاری چقدر دشوار و لذت بخش است و دیگر می توانم خود را سرافراز به عنوان خبرنگار معرفی کنم. این رشته به من آموخت تا چگونه یک صفحه روزنامه طراحی کنم و بدانم مراحل چاپ و انتشار یک کتاب و یک روزنامه را. این رشته به من آموخت اصول مدیریت چیست و چگونه می توانم یک مدیر خوب و موفق شوم و یک خبر را چگونه مدیریت کنم . این رشته به من آموخت که مراحل یک تبلیغ چگونه می باشد و از تبلیغات چگونه استفاده می شود. این رشته به من آموخت که چگونه بر روی افکار عمومی تاثیر بگذارم و این که چگونه با افکار عمومی بتوانم به هدف خودم دست پیدا کنم. رشته ارتباطات به من هنر زندگی در جامعه را آموخت صندلی ها از همه مودب تر می نشینند ... اگر آدم هایی که روی زمین آشغال می ریزند یک بار مجبور شوند خود مامور شهرداری باشند و خیابان را جارو کنند, هیچ وقت در خیابان آشغال نمی ریزند . اگر کسی که عکس روی پاکت سیگار را طراحی کرده می دانست فایده ای ندارد و همه باز هم سیگار می کشند, هیچ وقت آن را طراحی نمی کرد. اگر زن و مردی که از هم جدا می شوند می دانستند روزی فرزندشان خانه ای ندارد, هیچ وقت از هم جدا نمی شدند. اگر همه می دانستند وقتی وقت طلا باشد همه زرگر هستند, هیچ وقت, وقت را هدر نمی دادند. اگر همه می دانستند مصرف زیاد گاز باعث بیماری های فراوان برای فرزندانشان در آینده می شود, درحال, گاز زیاد مصرف نمی کردند . اگر آدم های پرحرف در مقابل آدم های کم حرف انقدر صحبت نمی کردند, آنها کم حرف نمی شدند. اگر شهردار شهر اراک پارکی با پیاده روی بزرگ و فضایی دل نشین برای شهر می ساخت , هیچ وقت مردم در بازار شلوغ آهسته قدم نمی زدند. اگر دزد می دانست بعد از دزدی صاحب آن جنس چقدر نفرینش می کند, هیچ وقت دزدی نمی کرد. اگر باران ببارد و تو در خیابان باشی آدم های صبور را از آدم های غیر صبور تشخیص می دهی. اگر کسی برای ازدواج هدف داشته باشد , هیچ وقت طلاق نمی گیرد. اگر کسانی که ماکروویو دارند می دانستند بعد از خاموش کردنش اشعه ی آن سلول های بدنش را می سوزاند , هیچ وقت آن را روشن نمی کردند. اگر همه می دانستند با فرستادن یک صلوات یک درخت در منزل بهشتیشان می کارند, هیچ وقت صلوات را فراموش نمی کردند. اگر ... اگر ... اگر ... اگر ما به اگرهایمان کمی عمل می کردیم, هیچ وقت اگر به وجود نمی آمد. چادر من ، برای نشان دادن فقر در سریال ها و فیلم ها نیست چادر من ، فقط برای رفتن به اماکن زیارتی نیست چادر من، تاج بندگی من است معرفی کوتاه از نویسنده و معرفی آثار : "سعید عاکف "نویسنده و مسئول انتشارات ملک اعظم با نوشتن کتاب "جای خالی خاکریز" جای خود را در عرصه ی نویسنده گی باز کرد و وارد جامعه ی نویسنده گان شد. کتاب بعدی وی با عنوان حکایت زمستان زندگی رزمنده ای است که با توسل به حضرت ابولفضل العباس(ع) از مرگ حتمی نجات می یابد و ادامه خاطره ... عاکف با نوشتن کتاب حکایت زمستان معروفیت چندی می یابد و کتابش جزو کتاب های خوب تلقی شده و از آن تجلیل می شود. در ادامه وی با دیدن عکسی از "سردار شهید عبدالحسین برونسی" جرقه ای در ذهنش میزند که کتابی درباره این شهید بزرگوار و فداکار بنویسد تا مردم هم او را بشناسند و از زندگی او درس بگیرند . این شد که کتاب "خاک های نرم کوشک "جزو پر تیراژ ترین کتابهای دفاع مقدس معرفی شده و هم اکنون به 143 چاپ می رسد . وی ششمین جلد از مجموعه کتاب «ساکنان ملک اعظم» را نوشته است که کتابی در روایت زندگی شهید «محمد ناصر ناصری»است. این کتاب به واقع آلبومی متشکل از عکس و خاطره محسوب میشود، 99 خاطره همراه با 99 عکس گنجانده شده است. حسن سلیقه نویسنده در انتخاب عکس برای هر متن ویژگی سندیّت خاطرات کتاب را بیشتر میکند. همچنین این مجموعه ( ساکنان ملک اعظم ) در شمارههای قبلی خود به روایت زندگی شهدایی چون شهید کاوه، شهید برونسی،شهید سیدعلی حسینی و شهید ابراهیم امیرعباسی پرداخته است. هدف سعید عاکف , از نوشتن این کتابها , انعکاس قدر و منزلت شهیدان و ذکر روحیات آنها و بیان خاطراتی از زندگی و فعالیتهای شهداء است. معرفی و تحلیل کتاب: کتاب" خاکهای نرم کوشک" کتابی است در حوزهٔ ادبیات دفاع مقدس که مضمون اصلی آن خاطرات همسر و دوستان "شهید عبدالحسن برونسی " درباره ایشان و سرگذشت زندگی تا شهادت وی می باشد. این کتاب اکنون تبدیل به پرفروشترین کتاب دفاع مقدس شدهاست و تا خرداد ماه 1388 به چاپ هشتاد و چهارم و تیراژ 281000 نسخه رسیده است که در نوع خود بی نظیر است. در این کتاب نویسنده از طریق مصاحبه با اطرافیان آن شهید و تحقیقات بسیار از وی خاطره زندگی او را به شیوه ی خاطره نویسی و خاطره نویسی در آورده و خاطره های خود را به زبانی ساده و گیرا بیان کرده است. کتاب" خاکهای نرم کوشک" با داشتن 70 خاطره و خاطره از آن شهید و به تصویر کشیدن زندگی پر رمز و راز یک سردار دفاع مقدّس توانسته مطالب خود را بسیار خواندنی و جذاب جلوه دهد و تا الان بسیاری از کسانی که آنرا مطالعه کرده اند تحولی شگرف در زندگی خود احسان نموده و راههای جدیدی را پیش روی خود باز دیده اند که همه را از برکت این کتاب می دانند و زندگی بهبود یافته خود را مدیون شهید برونسی دانسته و راه آن شهید را می روند. در آخر این کتاب نامه هایی از کسانی که کتاب را مطالعه کرده اند و زندگی آنها متحول شده است به این حرف سندیت می بخشد. در این کتاب از زندگی نامه شهید برونسی,خواهید خواند که وی در سال 1321 در روستای "گلبوی کدکن" از توابع تربت حیدریه بدنیا آمده است. او با آرزوی قلبی و حتمی خود که در یکی از مصاحبه هایش می گوید:{ در این عملیات «عملیات بدر» ان شا الله دیدار,دیدار یار است . امیدوارم که گمنام شهید بشوم و جنازه ام به یاد سالار شهیدان , کنار آب فرات و کنار او بماند.}به شهادت می رسد. شهید عبد الحسین برونسی روز 1363/12/23 به شهادت می رسد و جنازه اش در کنار رود فرات مفقود می شود و به امام شهیدش می پیوندد. تمامی خاطره های این کتاب یک شروع خوب دارند و در بالای آنها نویسنده تیتر یک را به نام موضوع اصلی خاطره که دقیقا با متن یکی می باشد و تیتر دوم را به نام شخصی که خود , خاطره را نقل می کند اختصاص داده است.و خاطره را از زبان آنها می نویسد و خواننده در مطالعه آن کتاب غرق در موضوع می شود و خود را در مقابل فردی که خاطره را می گوید فرض می کند. آن چه که جذابیت کتاب را افزوده نیفتادن نویسنده در دام خاطره های یک نواخت و با یک ریتم خاص و خسته کننده است به نحوه که روایت هر خاطره به شکلی خاص می باشد و از شخصیت های مختلفی در هر خاطره برای نقل آن استفاده شده است. دقت مولف در مشخص نمودن سالها هم از سردرگمی خواننده جلوگیری نموده و هم سبب راویت ضمنی تاریخ دفاع مقدس شده است. در خاتمه مطالعه این کتاب را به همه خوانندگان این مطلب پیشنهاد می نمایم و مطمئنم این کتاب افقهای جدیدی را در زندگی شما ایجاد خواهد نمود. سازمان
هاي دولتي و غير دولتي سوال
اصلي: نقش رسانه هاي دولتي و غير دولتي در ارتباط با مردم تا چه حد موفق بوده است؟ مقدمه:
سازمان هاي غير دولتي ممكن است وابستگي سياسي نداشته باشند و يا ممكن است طرفدار آرمانهايي
گروهي و بدنبال پيشبرد يك هدف خاص يا مجموعه هدفهايي باشند كه به نفع ملت است. تحت
هر شرايطي، نكته اساسي در اينجاست كه سازمانهاي غير دولتي، تحت كمترين كنترل سياسي
از سوي دولتها، به فعاليت خود ادامه مي دهند. از
زماني كه مك لوهان برجسته ترين تئوريسين ارتباطات، نظر خود را مبني بر ايجاد دهكده
جهاني عرضه كرد عمده ترين منظور او معطوف به نقش پرقدرت راديو و تلويزيون در نيروي
پيامي بود كه اين رسانه ارتباطي مي توانست به عهده داشته باشد. در آن روز شايد
بسياري از مردم هنوز به نقش و اهميت اين پديده ارتباطي پي نبرده بودند اما امروزه
بخوبي جايگاه و نقش آن در ميان ساير رسانه هاي ارتباطي (نشريات، كتاب و ...) روشن
شدهاست و كمتر كسي است كه به توان اين پديده شك داشته باشد. بايد
گفت كه راديو و تلويزيون طي سه دهه گذشته در شكل دهي، انسجام و به هم ريختگي فرهنگ
ملل مهمترين نقش را ايفا كرده است. نگراني هاي بوجود آمده براي كارشناسان و دست
اندركاران امور فرهنگي كشورها در مورد ظهور اين تكنولوژي شگفتي آفرين بسيار
بالاست. «طوفان سهمگيني كه، پيكر تنومند فرهنگ كهن و ديرپاي بشريت را شلاق مي زند
و آن را خورد مي كند» اين تعابير برخاسته از اوج نگراني تشويق متوليان فرهنگ دوست
و دانشمند كشورهاست و نگراني گذرا كه اولين سال راه انداي فرستندههاي تلويزيوني
كشورها، به جز شوروي و امريكا كه در سال 1939 ميلادي و فرانسه و آلمان در سال 1935
ميلادي به پخش برنامههاي تلويزيوني كردند، بقيه كشورها بعد از گذشت يك دهه از جنگ
جهاني دوم، اقدام به راهاندازي فرستندههاي تلويزيوني خود كردند. (كانادا سال
1952 و بقيه كشورها از سال 1956 ميلادي). اينطور
به نظر مي رسد، كه كشورهايي كه به علت فقر اقتصادي، مشكلات توسعه نيافتگي و ...
ديرتر به اين قافله پيوستند، تأثير پذيري بيشتري از اين جعبه جادويي داشتند. طبق
گزارش يونسكو در 35/0 كشورهاي در حال توسعه، به علت گسترش و متنوع تر شدن برنامههاي
تلويزيوني و راديويي، كتب ادواري و ... كمتر شده و اين واقعيت طي دهه گذشته به طرز
نگران كنندهاي سير صعودي داشته است. با
هجوم ماهوارهها به خانههاي مردم، كشورهاي جديدي به گروه مستقبلين از تلويزيون،
پيوستهاند (هزينه فرصت آنها معادل از دست دادن مطبوعات و فرهنگ مكتوبشان است.) رشد
گيرندگان تلويزيوني در تمام كشورها طي 20 سال گذشته همواره افزايش داشته است.
بيشترين گيرندگان تلويزيوني در آمريكا مشغول كار هستند. سرانه گيرندهها در آلمان
1705 دستگاه است و بيشترين سرانه گيرندههاي تلويزيوني بعد از آلمان متعلق به
آمريكا با 815 گيرنده براي هزار نفر است، كانادا با 641 گيرنده و ژاپن با 620
گيرنده در رديفهاي بعدي قرار دارند. ايران
از نظر سرانه گيرندههاي تلويزيوني در بين 62 كشور مذكور در رديف پنجاه و پنج قرار
دارد. -
كمترين سرانه گيرندهها متعلق به كشورهاي افغانستان با 2/8، پاكستان با 17 دستگاه
براي هر هزار نفر است. دهه
هاي دوم و سوم انقلاب، فعاليت سازمانهاي غير دولتي گسترده ميشود، اگرچه هنوز
مشكلات فراواني براي فعاليت NGO
ها در ايران وجود دارد. اقدامات متعددي زمينهساز سازمانهاي غير
دولتي در ايران پس از سال 1376 شد. مسائلي همچون ظرفيت سازي و توانمندسازي چه در
سطوح فردي سازماني- محيطي و همچنين ايجاد نشستها و همايش ها مانندنشست بوشهر
(1376 ش)، نشست مشهد (1380 ش)، كرمان، يزد و ... كه در نهايت كمك شاياني به ظهور NGO ها در ايران كرد. از
سوي ديگر بايد اشاره كرد به رغم رشد كمي سازمان غير دولتي در ايران، ما هنوز شاهد
فراز و نشيب هاي فراوان در اين زمينه هستيم. مهمترين عامل در اين زمينه، طرز نگارش
دولت و نخبگان حكومتي به NGO هاست. متأسفانه
بعضاً نگارش از موضع قدرت و همچنين نگاه از بالا به پايين دولت به NGO ها، حضور فعال NGO ها را با چالش روبرو كرده است. اما بايد اذعان
كرد رشد رو به گسترده ارتباطات جهاني همچون اينترنت، ماهواره و در نهايت رشد آگاهي
از يك سو و ايجاد ذهنيت مبتني بر حل مشكلات از دل جامعه (و نه دولت) در ميان مردم،
شعله ها را براي شكل گيري NGO
ها را روشن نگه داشته است. اما اجراي برنامه سوم و چهارم توسعه،
زمينه را براي تقويت بخش دولتي فراهم كرده است. بر اساس برآورد در سال 1358 تا
1384 تعداد سازمان هاي غير دولتي در ايران 15 برابر شده است. با
بيان اين مسائل بايد اذعان كرد با توجه به فرهنگ و حس همكاري و نوع دوستي در ميان
ايرانيان، جمهوري اسلامي ايران قابليت هاي فراواني در ايجاد و گسترش سازمان هاي
غير دولتي داراست. آسيب شناسي سازمان هاي غير دولتي در ايران كمك فراواني به
شناسايي نقاط ضعف اين سازمان ها مي كند. شناسايي اين نقاط ضعف مي تواند در آينده
زمينه ساز حل اين مشكلات و نواقص شود و به پويايي آنها كمك كند: همان
طور كه آسيب هاي بيروني همچون طرز نگارش دولت و حكومت به سازمان هاي غير دولتي و
ساختار حكومتي و ... رشد NGO
ها مؤثرند. بايد نقاط ضعف NGO ها در ايران را ناشي از آسيب هاي دروني آنها نام
برد. آسيب هاب دروني به مجموعه مسائلي كه درون سازمان و ناشي از عملكرد كل سازمان
و روابط بين آنهاست، اطلاق مي شود. در يك نگاه و رويكرد انتقادي به ساختار سازمان
هاي غير دولتي مسائل مختلفي را مي توان به عنوان آسيب هاي دروني استخراج كرد،
مسائلي همچون خود محوري و خود برتر بيني افراد و اعضاي فعال، عدم طي دوره هاي
آموزشي و علمي و در نهايت آشنا نبودن با كار تشكيالتي و گروهي، حاشيه نشيني و نبود
عملكرد حرفه اي بين اعضا. نبود
ابتكار، خلاقيت و آفرينندگي، بي توجهي به مسائل روز، عدم دسترسي به دستگاه هاي
تبليغاتي و نداشتن يك سيستم اطلاع رساني، دور ماندن نخبگان فكري از اين سازمان ها
و... از جمله چالش هاي پيش روي سازمان هاي غير دولتي در ايران است. در
ميان مشكلاتي كه ارائه شد، موانع و محدوديت هاي ديگري نيز وجود دارند كه حياتي تر
و مهم تر قلمداد مي شوند. مهم ترين مسئله تشكيل NGO توانايي مالي و مادي ايم سازمان است. امروزه
مدرن ترين سازمان هاي غير دولتي در دنيا از پيشرفته ترين راه ها براي تأمين هزينه
هاي مالي خود استفاده مي كنند. NGO
ها در
كشورهاي پيشرفته و به خصوص اروپايي، اين مسئله را مشخص مي سازد. امروزه سازمان هاي
غير دولتي از مسيرهاي گوناگون و متفاوتي براي قدرت يابي مادي خود استفاده مي كنند.
كمك هاي بين المللي و سازمان هاي بين الملل، بخش خصوصي، داشتن خلاقيت و نوآوري و
فروش كالا و محصولات سازمان هاي حق عضويت، كمك هاي مردمي و حتي كمك هاي دولتي
مجراهايي هستند كه سازمان هاي غير دولتي مدرن از آن استفاده مي كنند. در
مورد كمك هاي بين المللي بسياري از سازمان هاي غير دولتي در ايران به خصوص NGO هاي شهرستاني از روش هاي ارتباط گيري با
بنيادهاي بين المللي آگاهي ندارند و تعداد كمي از NGO ها در ايران از يك منبع غني استفاده مي
كنند. البته مراودات سياسي و اقتصادي و سياست خارجي كشور و دولت نيز در رابطه با
سازمان هاي غير دولتي ايران با اين سازمان ها در ساير كشورها نيز مهم تلقي مي شود. در
زمينه كمك هاي بخش خصوصي و NGO ها را از مهم ترين موانع قلمداد كرد. بخش خصوصي با با قدرت مالي
خود در ايران مي تواند زمينه ساز رشد NGO ها شود و حتي از اين سازمان ها در راستاي منافع خود نيز استفاده
كند. NGO هاي فعال هميشه
با خلاقيت و نوآوري مي توانند بخشي از هزينه هاي مالي خود را تأمين كنند. محصولات
و كالاهاي فرهنگي و اجتماعي كه توسط اعضاي سازمان غير دولتي ساخته مي شوند، مي
توانند بخش قابل ملاحظه اي از هزينه مالي آنها را تأمين كنند. فروش
نشريه و روزنامه، بولتن هاي خبري و ... امروزه در رديف اين نوآوري ها قرار مي
گيرند كه متأسفانه بسياري از سازمان هاي غير دولتي از اين عرصه دور هستند. در كنار
مسائل فوق كمك هاي مردمي و حق عضويت اعضا به عنوان سنتي ترين روش مد نظر است. بايد
به اين مسأله اذعان كرد كه تكيه صرف به كمك هاي مردمي و حق عضويت اعضا، اگرچه در
كوتاه مدت پاسخگو است اما در دراز مدت و با گسترش حوزه فعاليت سازمان هاي غير
دولتي نمي تواند به طور كامل كارساز باشد. از
طرفي حق عضويت سنگين NGO
مي تواند انگيزه افراد را براي پيوستن به اين سازمان كم رنگ كند.
البته دسترسي NGO
ها به فضاي جهاني اينترنت نيز مي تواند راه ار براي گسترش ارتباط بين NGO ها و همچنين بازاريابي و تأمين هزينه مالي
فراهم سازد. ضمن اينكه اينترنت مي تواند پل ارتباطي سازمان هاي غير دولتي ايرن با
سازمان هاي غير دولتي بين الملل شود تا آنجا كه رو آوردن NGO ها به مسائل مشترك همچون مسائل زيست محيطي،
حقوق شهروندي، موضوعات ويژه جوانان و ... زمينه ساز رشد NGO ها در ايران مي شود. از
طرفي دولت و ساختار سياسي نيز موظف به ايجاد شرايطي براي رشد NGO هاست و سازمان هاي غير دولتي صدايي مي شود
كه از دل جامعه و مردم برمي خيزد. دولت موظف است با قرار دادن امكانات خود در
اختيار NGO ها به خصوص رسانه
هاي گروهي (تلويزيون، راديو و...) زمينه را براي هرچه بلندتر شدن اين صدا فراهم
آورد. طبيعي است با گذشت 30 سال از انقالب اسلامي و روي كار آمدن دهمين دولت اين
سؤال بيش از گذشته مطرح مي شود كه جايگاه سازمان غير دولتي در آينده كجاست؟ پرهيز
از تهديد انگاري بيش از حد در فعاليت نهادهاي غير دولتي (NGOs) و تلويزيون ماهواره اي فارسي زبان و اعطاي
اجاز ه فعاليت به آنها در چارچوب قانون اساسي همراه با حفظ هوشياري لازم جهت
اجتناب از تهديدات احتمالي اين رسانه ها و نهادها در حوزه امنيت سياسي و اجتماعي،
تقويت زير ساخت هاي فرهنگي- آموزشي به منظور تقويت حس ميهن دوستي و توزيع بسته هاي
آموزشي در دوره هاي ابتدايي، راهنمايي و ... به منظور خنثي كردن تأثيرت مخرب رسانه
اي و همسان سازي ظرفيت سازمان هاي امنيتي كشور با ماهيت نرم و رسانه اي از ديگر
راهكارهاي پيشنهادي مركز پژوهش ها در اين زمينه بوده اند. مركز
پژوهش ها همچنين بر لزوم افزايش كارآمدي نظام اداري و اجرايي كشور به منظور از
ميان بردن زمينه نارضايتي خفته و نهفته كه به واسطه تبليغات رسانه اي غرب بيدار مي
شوند، تأكيد كرد و افزود:در شرايط كنوني جنگ بزرگي در حوزه رسانه اي ميان ايران و
غرب در جريان است و بايد در نظر داشت كه استفاده از امكانات و تكنولوژي هاي مدرن
رسانه اي نسبت به دو دهه قبل به طور سايس دگرگون شده است و اين شرايط فرصت هاي
بزرگي را براي تأثيرگذاري از طريق تعريف هدف هاي استراتژيك در نقاط مختلف جهان
فراهم ساخته است كه مي تواند به عنوان يكي از ابزارهاي مهم مهار و كنترل فشارهاي
خارجي نيز مورد استفاده قرار گيرد. فرمایشات گهربار امام علی بن موسی الرضا (ع)
عشق با روح شقايق زيباست... عشق با حسرت عاشق زيباست... عشق با نبض دقايق زيباست... عشق با زهر حقايق زيباست... عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست...
تا كسي رخ ننمايد نبرد دل ز كسي دلبر ما دل ما برد و به ما رخ ننمود.. سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام از دوستان عزيزم كه الان دارين وبلاگم رو مشاهده مي كنيد به خاطر اين كه چند وقت مطلبي نگذاشتم واقعا عذر مي خواهم . المپیک بیش از یکصد سال قبل توسط بارون پیر دو کوبرتن با هدف اتحاد ملتها راه اندازی شد و فرض بر این بوده و هست که سیاست از میادین ورزشی دور نگاه داشته شود اما آیا المپیک توانسته از سیاست دوری بگزیند؟ المپیک 1906 شاهد اولین اقدام سیاسی از سوی پیتر اوکانر ورزشکار پرش طول ایرلند بود. او نخواست نامش در تیم انگلستان ثبت شود. اگرچه در نهایت نام او در فهرست ورزشکاران انگلیس ثبت شد اما او که مدال نقره برده بود با پرچم ایرلند روی سکوی دریافت مدال رفت. المپیک 1936 برلین تنها با هدف نشان دادن توانمندی نازیهای آلمان بر پا گردید. برخورد سرد هیتلر با پیروزى دونده اى سیاهپوست در مبارزه با ورزشكار آلمانی هنوز از یادها نرفته است. در این المپیک سان کی چوگ و نام سونگ یونگ دو دونده ماراتن کره ای - که کشورشان توسط ژاپن اشغال شده بود - مقام های اول و سوم دو ماراتن را کسب کردند اما در زمان پخش سرود ژاپن از روی سکو پایین آمده و محوطه اهدای مدال را ترک کردند. المپیک بیش از یکصد سال پیش با هدف اتحاد ملتها راه اندازی شد و فرض بر این بوده و هست که سیاست از میادین ورزشی دور نگاه داشته شود اما آیا المپیک توانسته از سیاست دوری بگزیند؟ المپیک 1956 ملبورن استرالیا ابعاد سیاسی گسترده ای یافت. سه کشور هلند، سوئیس و اسپانیا برای اعتراض به سرکوب شورشهای مردمی در مجارستان، ورزشکاران خود را اعزام نکردند. کشورهای مصر، عراق، کامبوج و لبنان نیز به خاطر بحران کانال سوئز، از اعزام ورزشکاران خود به بازیها چشم پوشیدند. یکی دیگر از اتفاقات عجیب این دوره بازی واترپولوی تیم های اتحاد جماهیر شوروی و مجارستان بود. در آن زمان نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به مجارستان حمله کرده و این کشور را تصرف کرده بودند و این امر، جدال دو تیم را در داخل آب به یک جنگ تمام عیار بدل کرد. این بازی در اواسط وقت دوم با نتیجه چهار بر صفر به نفع مجارستان در جریان بود که اروین زادور بازیکن مجارستانی با چشمی که بر اثر ضربه مشت سیاه شده بود از آب خارج شد و داوران بازی را قطع کردند و رای به پیروزی مجارستان در این بازی دادند. بعدها این پیروزی «انتقاد بزرگ» نام گرفت و یک فیلم مستند و یک فیلم سینمایی از روی آن ساخته شد. در المپیک 1968 مکزیکوسیتی قهرمانان سیاه پوست امریکایی و افریقایی به نشانه اعتراض به تبعیض نژادی مشتهای گره کرده خود را بالا بردند. به همین دلیل تامی اسمیت و جان کارلوس از تیم دومیدانی آمریکا کنار نهاده شدند و حتی خانواده آنها نیز تهدید به قتل شدند! در المپیک 1972 مونیخ گروهی از فلسطینی ها به نشانه اشغال سرزمین خود توسط اسرائیل اقدام به گروگانگیری 11 ورزشکار رژیم صهیونیستی نمودند. المپیک 1976مونترال، همزمان با تحریم آفریقای جنوبی از سوی بسیاری از کشورهای جهان بود. اما تیم راگبی زلاند نو، علیرغم تمامی تحریمات بینالمللی علیه آفریقای جنوبی، دیداری با تیم ملی راگبی این کشور برگزار کرد. این اقدام به معنی شکستن دیوار تحریمات علیه رژیم آپارتید در آفریقای جنوبی بود و از این رو انتقادات گسترده جامعه بینالملل را به دنبال داشت. از آنجایی که ورزش راگپی، جزو رشتههای المپیک نبود، کمیته بینالمللی المپیک نیز از محروم کردن ورزشکاران زلاند نو در بازیهای المپیک مونترال خودداری کرد. در پی این جریان، 28 کشور آفریقایی برای اعتراض به ادامه حضور زلاند نو در رقابتها، دست به تحریم بازیها زدند و چند روز بعد از آغاز مسابقات تمام ورزشکاران خود را به وطن فراخواندند. المپیک 1980 مسکو به نشانه اعتراض به اشغال افغانستان توسط شوروی سابق توسط کشورهای غربی تحریم شد. ایالات متحده آمریکا، آلمان و 63 کشور غربی در اعتراض به اشغال افعانستان توسط ارتش اتحاد شوروی سابق، بازیهای المپیک را تحریم کرده و از اعزام ورزشکاران خود به این پیکارها خودداری ورزیدند. البته 16 کشور غربی، از جمله بریتانیا و ایتالیا به صف تحریمکنندگان غربی نپیوسته و در بازیها شرکت جستند. المپیک 1984 لس آنجلس به تلافی، توسط کشورهای شرقی تحریم شد. اتحاد جماهیر شوروی و 14 کشور عضو بلوک شرق در این بازی ها که در آمریکا برگزار می شد، شرکت نکردند. رومانی از جمله معدود کشورهای اروپای شرقی بود که ورزشکاران خود را به آمریکا اعزام کرد و در پایان رقابتها نیز پس از آمریکا، بیشترین مدال را به دست آورد و در رده دوم جدول مدالها قرار گرفت. در کنار رومانی، کشورهای کمونیستی یوگسلاوی سابق و جمهوری خلق چین نیز در المپیک لس آنجلس شرکت کردند. المپیک 1988 سئول کره جنوبی توسط کره شمالی تحریم شد. سه کشور اتیوپی، کوبا و نیکارگوئه نیز با کره شمالی همصدا شده و در پی اعلام همبستگی خود با کره شمالی، ورزشکارانشان را به سئول نفرستادند. مریم میرزاخانی از جمله بازماندگان سانحه غم بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه سال76 است. دکتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه "پرینستون" به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن دادند. مریم میرزاخانی در سالهای 73و 74 (سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه ی فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال 1994 در المپیاد جهانی هنگ کنگ با 41 امتیاز از 42 امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی 1995 در المپیاد جهانی ریاضی کانادا مدال طلای جهانی به دست آورد.مریم در دانشگاه شریف در رشته ی ریاضی ادامه تحصیل داد. میرزاخانی با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. مریم میرزاخانی که تحصیلات کارشناسیارشد و دکتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت، به همراه 9 محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست10 برلیان، نشریه Popular Science در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته USA TODAY ، این فهرست 10 نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزههای ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان ماندهاند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمانهای گوناگون، روسای دانشگاهها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شدهاند. این محققان برجسته جوان در حوزههای گوناگونی از گرافیک رایانهیی تا ریاضیات و علوم رباتیک، افقهای تازهای در مرزهای جهان اطراف ما گشودهاند که مریم میرزاخانی ریاضیدان 29 ساله ایرانی یکی از آنهاست. میرزاخانی در سال 1999 میلادی موفق به پیدا کردن راهحلی برای یک مشکل ریاضی شد که بسیاری را به دام انداخته بود: محاسبه حجمهای فضایی منحنی هندسی. ریاضیدانان مدتهای طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرمهای هندسی هذلولی بودهاند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راهحلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقههای ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی. میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرمهای غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی همچون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقهها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت. جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (Clay Mathematics Institute) میگوید: میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی میتواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد. مریم میرزاخانی از دانشآموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال 74 در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شدهاست. میرزاخانی دانشآموز نخبه ریاضی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد و از جمله بازماندگان سانحه غمبار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکتکننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایهبان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بینالمللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند. منبع:http://www.shahrgon.com در یكی از روزهای زندگی از ما میپرسند، امروز میخواهید به كدام سو در زندگی قدم بردارید؟ دوستدارید امروز راه زندگیتان به كجا ختم شود؟ تعدادی از افراد راهبرند و راهدار، خوب نقشه زندگیشان را كشیدهاند و به هیچ عنوان دوست ندارند از منحنی آن نقشه خارج شوند چرا كه معتقد هستند كه افسار زندگی شان را خوب به دست گرفتهاند. معدود افرادی هم طعم خوش لحظهها زیر دندانهایشان شیرینی كرده است و میخواهند در همین حال و اكنون باشند. بعضیها در فرار از گذشته راه گم كرده هستند و در اوضاع بد روزگار نمیدانند به كدام سو قدم گذارند تا بیشتر از این به بیراهه كشیده نشوند. اما تعداد بیشماری از ما كه زیر سقف یك چاردیواری زندگی میكنیم، علاقهمند هستیم كه راه زندگیمان زودتر مسیر را پیدا كند و در مسیری بیفتیم كه سالها در ذهنمان نقشه آن را میكشیدیم. اوقاتی دوستداریم اوضاع زندگیمان یك دفعه متحول شود و در بهترین مسیر زندگی قرار گیریم.در این مسیر گاهی آنقدر دل گرفتهایم كه دلمان میخواهد، به شهری قدم بگذاریم كه ساكنانش كدورت بینشان نباشد و همگی لباس گذشت به تن كرده باشند و همه در كنار هم با صلح و آرامش زندگی كنند.به گذشتههای نه چندان خوبمان نیندیشیم و در خیابان زندگیمان دنده عقب نگیریم و به جلو بنگریم و فقط گوشه چشمی به آینه عقب نگاه كنیم تا از تجربیات گذشتهمان استفاده كنیم. در این میان دوست داریم مسیر زندگیمان در راهی بیفتد كه انسان واقعی باشیم.میخواهیم به جنگلی قدم بگذاریم كه همه پروانهها از پیله غم بیرون بیایند و به پرواز در آیند و راه زندگیمان به گلخانهای ختم شود كه تمام گلهای گلخانه، گلهای صمیمیت و یكدلی و محبت باشد تا در آن فقط به یكدیگر دوستی هدیه دهیم. دوستداریم در مسیری كه قدم گذاشته ایم، دادگاهها و زندانهای شهرمان مراجعهكننده نداشته باشد. چرا كه آنقدر صفحه حوادث روزنامهها را ورق زدهایم كه میخواهیم راه زندگیمان به كوچه پس كوچههایی ختم شود كه در آن نشانه مردانگی «زور گویی و زور بازو» نباشد. همه امید و آرزویمان قدم گذاشتن در راهی است كه افرادش دو رویی را ننگ بدانند و تمام كوچههای دو رنگی، دروغ، تقلب و نفرت ورود ممنوع باشد. رفتارهایمان رنگی دیگر بگیرد.آخر خستهایم از هر چه دروغ و نیرنگ و دو رویی و به خود قول دادهایم در جاده زندگی دو رنگی را پیشه خود نسازیم. آرزویمان این است كه ناباوریها را از دلمان بزداییم و بارورشدن و اعتماد به نفس داشتن را به دلمان بیاموزیم. میخواهیم در راهی قدم بگذاریم كه جرات لازم برای رویارویی آنچه مطلوب نیست را داشته باشیم. به نوعی در راه جدید زندگی میخواهیم بد بین نباشیم و چشمهایمان را از هر چه ظلمت و تاریكی است رها كنیم. تصمیم داریم در این راه در زمان حال زندگی كنیم. به خود قول دهیم كه از جریان زندگی خارج نشویم و با زندگی پیكار نكنیم چرا كه زندگی پیكار نیست بلكه بازی است كه هر چه میتوان باید در آن به دیگران عشق بخشید تا بتوان بدون نفرت زندگی كرد. در آخر اینكه میخواهیم زندگی مان به راهی ختم شود كه اطرافیانمان را ببخشیم تا بخشیده شویم. در آن راه هرگز تئوری صادر نكنیم و به تمام خواستههایمان جامه عمل بپوشیم . پس تو چه میگویی در این میان ای شهسوار عاشق
2 – جبهه ی فکری، عقیدتی و فرهنگی (که با نفوذ در ادیان، قصد تخریب آنها را، هم از درون و هم از بیرون داشته است.)
2 – دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه استفاده می شد. برای نمونه: (مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ = بزرگ است استاد فراماسونری ، بزرگ است روح فراماسونری)
3 – یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد « چشم جهان بین :All seeing eye » است که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است.
4 – « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها.
مراسم ماسونی افراد رده پایین لژ (به دو علامت ستاره 6 گوشه در بالای در ورودی لژ توجه فرمایید.)
ستاره 6 گوشه : نماد تعادل خلقت از دیدگاه مکاتب شرک آمیز
هدف اصلی شیطان پرستان و فراماسونها به حکومت رساندن Antichrist است؛ به همین دلیل است که ستاره ی شش گوش، بهترین و قوی ترین نمادشان محسوب می شود.

آثار مکتوب دیگر نویسنده:
•جای خالی خاکریز
•حکایت زمستان
•خاکهای نرم کوشک
•ساکنان ملک اعظم؛ کتاب شهید برونسی
•ساکنان ملک اعظم؛ کتاب شهید حسینی
•ساکنان ملک اعظم؛ کتاب شهید امیر عباسی
•ساکنان ملک اعظم؛ کتاب شهید کاوه
•مسافران ملکوت
•نسیم تقدیر
1- بهترین و ارزنده ترین خصلت ها :انجام کارهای نیک ، فریاد رسی بیچارگان و برآوردن آرزوی آرزومندان است.
2- امین به تو خیانت نکرد بلکه تو خائن را امین دانستی
3- از بخششی که زیان آن برای تو بیش ازسودی است که به برادرانت می رسد خودداری کن
4- ایمان عبارت است از : اقرار به زبان، شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح
5- بالاترین درجه عقل خود شناسی است
6- آن که به پاداش یقین داشته باشد ، بخشش بسیار کند
7- آن کس که برای رضای الله کسی را به برادری گزیند خانه ای در بهشت بدست آورده است
8- بهترین ثروت شخص و برترین اندوخته اش صدقه است
9- خوش خلقی دو گونه است: فطری و اختیاری، ولی صاحب خلق خوش اختیاری برتر است
10- شکیبایی بر بلا زیبا و پسندیده است ولی برتر از آن صبر در برابر محرمات است
11- سرآمد طاعت الله تعالی صبر و رضاست
12- عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است
13- با دوستان فروتن باش، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده روباش
14- در شگفتم از آن کس که بردگان را با دارایی خود می خرد و آزاد می کند چگونه آزادگان را با اخلاق خوش خود نمی خرد
15- بی اعتنایی به دارایی مردم، بهتر از بذل و بخشش است
16- یاری کردن ناتوان، بهتر از صدقه دادن است
17- بهترین مال و ثروت آن است که وسیله حفظ آبروی انسان شود
18- برای کودک شیری بهتر از شیر مادرش نیست
19- آن که خود را در معرض تهمت قرار دهد نباید کسی را که به او گمان بد برده است ملامت کند
20- کسی که بیدادگری پیشه کند، از عقوبت ایمن نخواهد ماند
21- کسی که بخواهد بی نیاز ترین مردم باشد ، باید به آنچه نزد الله تعالی است اطمینان داشته باشد
22- آن که در راه حق صبر کند، الله تعالی بهتر از آنچه در برابرش صبر کرده است بدو عوض خواهد داد
23- هر که خوش دارد که عمرش طولانی و روزی اش افزون شود صله رحم به جای آورد
24- کسی که اندوهی از دل مومن بزداید، الله تعالی در روز قیامت اندوه را از دل او بر طرف نماید
25- هم نشینان خوبی برای نعمت ها باشید که آنها گریز پایند، نشده است که از قومی دور شوند وسپس باز آیند
26- خوشبو ساختن خود از اخلاق انبیا (ع) است – پاکیزگی از اخلاق انبیا (ع) است
27- پیمان شکن از حوادث ناگوار در امان نباشد
28- هر گاه دانشمندان ، علم و حکمت را به غیر اهلش عرضه کنند آن را تباه کرده اند
29- آن گاه که حق بر شما آشکار گردد، خشمگین مشوید
30- از حقوق میهمان آن است که او را تا در منزل همراهی کنی
31- حقیقت ایمان : انجام واجبات و دوری از محرّمات است
32- هر کس سلطانی را به چیزی که الله تعالی را به خشم می آورد خرسند سازد از دین الله تعالی خارج گردیده است
33- در ترازوی اعمال، هیچ چیز گرانسنگ تر از اخلاق نیکو نیست
34- شما هرگز نمی توانید مردم را با دارائی خود خشنود گردانید پس بکوشید تا با روی گشاده و برخورد نیکو خشنودشان سازید
35- خاموشی دری از درهای حکمت است
36- دوست هر کس عقل او و دشمنش جهل او
37- انس زیاد مهابت را می برد و در خواست از دیگران کلید بدبختی است
38- کبریایی زیبنده ذات الهی است هر کس داعیه کبریایی داشته باشد، الله متعال او را در هم می شکند
39- الله متعال عمل بنده ای را که اندیشه بدی نسبت به مومنی در دل داشته باشد نمی پذیرد
40- از حرص و حسد بپرهیزید، زیرا این دو خصلت موجب هلاک امّت های پیشین شده است
41- سزاوار است که مرد نسبت به خانواده اش گشاده دست باشد تا آنها آرزوی مرگ او را نکنند
42- کسی که منعمی از مخلوق پروردگار را سپاس نگوید الله عزوجل را سپاس نگزارده است
43- سخاوتمند از غذای دیگران می خورد تا از طعام او بخورند و بخیل از خوردن غذای دیگران خودداری می کند تا از طعامش نخورند
44- آن کس که زمانه را سرزنش کند، سرزنشش به طول انجامد
45- سروران, مردم در دنیا بخشندگانند و در آخرت پرهیزگاران
46- بر حق شکیبا باشید, اگر چه تلخ و ناگوار باشد
47- دهان شما راهی از راه های ارتباط با پروردگارتان است پس با مسواک زدن در پاکیزگی آن بکوشید
48- هیچ پارسایی سودمند تر از دوری از گناهان و خودداری از آزار مومن نیست
49- آنکس که خود را ارزیابی کند سود خواهد برد و کسی که از آن غفلت ورزد زیان خواهد دید
50- آن کس که بدون بصیرت دست به کاری زند، به کسی ماند که در بیراهه سیر کند هر چه تند تر گام بردارد از راه دورتر می شود
51- الله متعال کسی را که خانه اش مورد تجاوز قرار گیرد و به دفاع بر نخیزد دشمن می دارد
52- هیچ گاه دو گروه رو در رو نشدند مگر آن که با گذشت ترین آن دو نصرت داده شد
53- کسی که می خواهد عزیز ترین مردم باشد باید در نهان و آشکار تقوای الهی را پیشه سازد
54- عقل موهبتی است الهی، ولی ادب با کوشش و رنج حاصل می شود
55- تدبیر قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد
56- تفکر آیینه توست، که بدی ها و خوبی هایت را به تو نشان می دهد
57- بی نیازی و عزت در سیر و حرکت می باشند چون به مقام توکل رسند استقرار می یابند
58- هدیه، کینه ها را از دل ها می زداید
59- فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری آنان با تو رفتار کنند
60- هیچ بنده ای چهل روز برای الله تعالی اخلاص نورزید جز اینکه چشمه های حکمت از دلش بر زبانش جاری شد
61- صدقه قضای حتمی را از صدقه دهنده دور می گرداند
62- آن کس که می خواهد قوی ترین مردم باشد باید بر الله تعالی توکل کند
63- ایمان مؤمنی کاملتر است که خوش خلق تر باشد
64- کمال عقل بعد از ایمان به الله متعال دوستی با مردم و نیک رفتاری با خوبان و بدان است
65- کیفر کفران نعمت سریعتر از عقوبت سایر گناهان است
66- گذشت پسندیده آن است که با سرزنش و ملامت همراه نباشد
67- از گنج های نیکویی؛ پنهان داشتن عمل، شکیبایی در برابر سختی ها و کتمان مصائب است
68- مومن در هنگام توانایی بیش از حق خود نمی گیرد
69- مومن هر گاه خشمگین شود، خشمش او را از مسیر حق منحرف نمی سازد
70- کسی که صبح کند و در اندیشه امورمسلمانان نباشد مسلمان نیست
71- مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند
72- هر که قدر خویش بشناسد، نابود نخواهد شد
73- ریاست طلب نابود خواهد شد، زیرا ریاست زیبنده افرادی است که شایسته آن باشند
74- کسی که چیزی را از راهش طلب کند دچار لغزش نمی شود و اگر هم بلغزد راه چاره بر او بسته نخواهد شد
75- انسان بخشنده، به الله متعال ، بهشت و مردم نزدیک است
76- رازداری و شکیبائی، هنگام سختی و بد حالی و مدارای با مردم از نشانه های ایمان است
77- بردباری ، دانش و خموشی از نشانه های فقیه است
78- بد توشه ای است برای آخرت، تجاوز و تعدی بر بندگان الله متعال
79- کسی که به برادر مسلمانش خیانت کند، یا به او ضرری وارد آورد یا وی را فریب دهد از ما نیست
80- آن کس که همسایه اش از اذیت و آزار او در امان نباشد، از ما نیست
81- هیچ گاه بر احدی خشم مگیر، از کسی چیزی مخواه و هرچه برای خود می خواهی برای دیگران نیز بخواه
82- شراب و هر چیز مست کننده ای حرام است ، آنچه زیادش مستی آورد کم آن نیز حرام است
83- دوستی با مردم نیمی از خردمندی است
84- توانگر باید نسبت به خانواده خود گشاده دست باشد
85- جایز نیست مسلمان، مسلمان دیگری را بترساند
86- کسی که فقر و بیچارگیش را برای مردم بازگو کند آبروی خود را نزد آنان برده است
87- هم نشینی با بدان، موجب بدگمانی به نیکان است
88- تسلیم ، نیکوکاری و یقین، بهترین و گرانقدر ترین چیزهائی هستند که از آسمان نازل شده است
يا مهدي ادركني



| Design By : Night Melody |





